فقر يكی از خطرناك ترين پديده های اجتماعی است كه مي تواند حيات اقتصادی، سياسی و فرهنگی يك ملت را تهديد كند. با توجه به اين كه فقر در كشورهاي در حال توسعه به صورت گسترده و شديد بروز يافته است، توجه به اين پديده لازم و ضروري مي باشد. از سوي ديگر، فساد يك علت فقر و يك مانع براي ريشه كن كردن موفق فقر است كه مي تواند اقدامات كشورهای مختلف را به منظور كاهش فقر بی نتيجه سازد. پديده فساد، مانعی پايدار در جهت اقدامات و تلاش هاي انجام گرفته توسط كشورها در زمينه تغييرات سياستی، اقتصادی و اجتماعی برای رسيدن به اهداف مطلوب آن ها تلقی مي گردد.در جامعه ای که فساد وجود دارد،تعالی و رشد امکان پذیر نیست و ریشه کن شدن فساد جز با ریشه کن شدن فقر میسر نمیشود.
بررسی ها نشان مي دهد فساد در تمام كشورهای جهان، حتی در بسياري از كشورهاي توسعه يافته وجود دارد؛ اما اين پديده در برخی از كشورهاي در حال توسعه كه ساختارهايی سست و آسيب پذير دارند، به مراتب زيان بارتر است؛ زيرا اثرات مخربی بر حقوق مالكيت، قوانين و انگيزه های سرمايه گذاری داشته و مي تواند به كاهش رشد اقتصادی منجر شده و درنتيجه فقر را به مرور زمان گسترش دهد. اين در حالی است كه خود فقر می تواند سبب بروز و گسترش فساد شود.با نگاهی اجمالی به وضعیت مجرمین و بزهکاران اجتماعی در میابیم که تمامی مجرمین از اقشار پایین و فقیر جامعه هستند.فحشای اجباری که در جامعه به شغل تبدیل شده است جز در نتیجه فقر نمیتواند باشد.فروشندگان مواد مخدر و سارقان برای تامین معیشت و گذران زندگی خود به اینگونه کارها روی می آورند.
در نتیجه رذیلت ها بیش از فضیلت میشود و جامعه ساختاری بیمار پیدا میکند که رشد و توسعه را تحت تاثیر قرار میدهد
